تبليغاتX
عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد
کاش

كاش می شد قلب ها آباد بود !

كينه و غمها به دست باد بود !

كاش می شد دل فراموشی نداشت !

نم نم باران هم آغوشی نداشت !

كاش می شد كاش های زندگی !

گم شوند پشت نقاب بندگی !

كاش می شد كاش ها مهمان شوند !

در ميان غصه ها پنهان شوند !

كاش می شد آسمان غم گين نبود !

رد پای قهر و كين رنگين نبود !

كاش می شد روی خط زندگی !

با تو باشم تا نهايت، سادگی !

                       

نوشته شده توسط دو عاشق در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:54 | لینک ثابت |


وقتي دل شكسته بودم تو رسيدي

 

از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي

 

گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم

 

هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم

 

گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني

 

تا ته جاده عشق باهام مي موني

 

ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده

 

اون چشــاي ناز تو غم سوزونده

 

تو رسيدي شب سفر كرد

 

شبو چشمات در بدر كرد

 

تو رسيدي چو گــــل صبح

 

عشق تو قلب من اثر كرد

نوشته شده توسط دو عاشق در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 10:56 | لینک ثابت |


 

        

تا توانی رفع غم از خاطری غمناک کن در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن


 اونیکه یار تو بود اگه غمخوار تو بود قلبشو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد

 

همیشه غمگین ترین و رنج آور ترین لحظات زندگی آدم توسط همون کسی ساخته می شه که شیرین ترین و به یاد موندنی ترین لحظات رو برای آدم میسازه و من وقتی ما می شه که بخوایم. پس بی خودی با حروف بازی نکن بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

 

نوشته شده توسط دو عاشق در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 12:46 | لینک ثابت |


اگه من وتو دو تا برگ باشيم ،هنگام خزان من زودتر از تو مي شکنم تا زماني که مي افتي در آغوش بگيرمت

 

                

من سرطان دارم ، سرطان عشق !!! دوای درد من معشوقم است و تاریخ مرگم برابر با جدایی او از من می باشد. دوای دردم رسیدن به معشوقم است و تاریخ شفایم گرفتن دستان او و رسیدن به او می باشد. پس خداوندا ، دوای درد مرا به قلبم برسان تا این کابوس وحشتناک سرطان و مرگ به خاطر جدایی از عشق ، از وجودم محو شود

                    

نوشته شده توسط دو عاشق در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 12:35 | لینک ثابت |


ای عشق

ساعت ۱:۴۰ دقیقه یعد از نصفه شب

باز مینویسم برای او

 الهام من

خواب را از چشمانم بردی

یاد گذشته افتادم

اما حالا . . . .  . . . . . . من >>>

فرشته ای دارم

و با داشتن آن بر خود میبالم

ای فرشته تنهایی من

تمام وجودم تقدیم تو باد

دوستت دارم الهام

نوشته شده توسط دو عاشق در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 1:51 | لینک ثابت |

دوستت دارم
هرگاه طلوع خورشید از مغرب به مشرق را دیدی

هرگاه پرواز ماهیان را دیدی

هرگاه شنای کبوتران را دیدی

هرگاه وفای آدمیان را دیدی

آنگاه بدان که فراموشت کردم

                      

نوشته شده توسط دو عاشق در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 22:53 | لینک ثابت |

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

سلام بر آفتاب عشق

سلام ای روشنایی

سلام ای پنجره امید

سلام ای تک ستاره شب من

سلام خورشید زیبای من

 سلام تمام زندگی ام

سلام الهام من

آمدم مهربانم

فاصله زیاد هست

اما من میشکنم

خدایا

باز عشق را به من نشان دادی

ای خدا به بزرگواریت قسم

الهام رو از من نگیر

دوستت دارم الهام 

تقدیم به تو عشق من

نوشته شده توسط دو عاشق در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 20:49 | لینک ثابت |

شروع عشق
            

سلام عشق من

ای عشق باز اومدی به زندگی ام

باز آمدی در قلب شکسته ام

اما این بار با خودت

قلب شکسته دیگری هم آوردی

خدایا

ما دو تا رو از هم جدا نکن

چون دیگه طاقت یک لحظه جدای الهام رو هم ندارم

یاد شعر زیبایی از شادمهر عقیلی افتادم

این بیت شعر رو خیلی دوست دارم

ای لحظه ساز عاشقی

عاشق با تو بودنم

ترکت نمیکنم تا زنده ام

دوستت دارم تا ابد

                                  

نوشته شده توسط دو عاشق در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 0:5 | لینک ثابت |